|

سفره دل من امشب یک سفره ایرانی ست
هم جنس سفره های قلم کارمهد معماریست
اندرون سفره ام امشب آینه دارم
در کنارش کاسه آب لاجوردی
بلکه باشم از تمام بدیهایش بری
سفره دل من امشب پر و پیمان است
از انار ترک خورده ایرانی
من در این سفره دارم ,امشب
یک کاسه سیب سرخ ایرانی
من در این سفره امشب عشق می کارم
کز این آتش ؛گرمای زمستانم شود تامین
شب من امشب یک شب طولانی ست
که در آن فراوان است نقل و آجیل ایرانی
در کنار سفره ام جای حافظ خالیست
کز سر تنهایی بخوانم زین سودای عاشقی
که ای حافظ شیرازی ؛ تو محرم هر رازی
بر ما نظر اندازی , ما طالب یک رازیم
وانگه راز دل با او بگویم به ناله ی بم و زیر
وان حافظ شیرین سخن, پاسخم دهد به آنی:
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
|